جلکان ( جنت مکان ) در اسناد و مکتوبات 5

عموی قاضی ( نورالله شوشتری ) و پسرانش

قاضی عمویی بنام صدر داشت. ... او را دو پسر بود : میر سید علی صدر ... و میر عبدالوهاب 

و ایشان در ایام حیات والد ماجد و بعد از آن در تعمیر املاک موروثی و احداث املاک جدیده زیاد کوشیدند. و در ... عقیلی و اراضی جلکان و شاه ولی و چمچمه گران و لبانستان ، انهار متعدده از رودخانه براشتند و به اراضی موات جاری ساختند. و رعایا و زارعین از اطراف جمع نمودند. و قلعه ها و دهکده ها و بنوارها ساختند، و بساتین و باغات مرغوب به عمل آوردند. و مال وجهات همه اینها حسب الارقام  سلاطین به سیور غال ایشان مقرر بود. و از همه جهت معاف و مرفوع القلم بودند.

توضیح پژوهنده : مطلب مربوط به دوره صفویه حدود 400 سال پیش است.

 

منبع : شرح حال شهید قاضی نورالله شوشتری

سید جلال الدین محدث ارموی

مترجم : عبدالحسین طالعی  

پژوهنده متن:  دکتر اصغر حاتمی نیا

ارتباط با مدیر وبلاگ

سلام 

تعدادی از افراد که در مورد مطالب وب نظر خاصی دارند و یا پیشنهادی و یا درخواست اطلاعات غیر مطالب وب را دارند چون در نظرات خصوصی درخواست دارند پاسخ به آنها کمکی سخت است چنانکه بتوانم آنها را کمکی کرده باشم می توانند از طریق ایمیل ارسال کنند و یا در نظرات خصوصی شماره تماسی بگذارند تا با آنها تماس برقرار شود

از اینکه به مطالب وب توجه می کنید بسیار سپاس دارم  

ایمیل من 

jalekan_karoon@yahoo.com

 

شجره نامه تیره مال احمدی منجزی بهداروند باب

 

چند شاخه از شجره نامه تیره مال احمدی منجزی

شیخ احمدخان  > شیخ ابوالفتح خان > شیخ رحمت خان > شیخ سنعان > شیخ حسن > شیخ رجال > شیخ آرام > شیخ صادق > شیخ مرتضی > شیخ مصطفی

فرزندان شیخ مصطفی 

شیخ مصطفی = 1 - شیخ هادی 2 - شیخ حسین 3 - شیخ الیاس - 4 شیخ محمد 5 - شیخ علی 6 - شیخ عوض 7 - شیخ حاتم خان ( فرمانده سپاه نادر در لشکر کشی به هند و والی کشمیر ذکر نام شده در کتاب دیتر امان آلمانی ) 

 

فرزندان شیخ هادی

شیخ هادی = 1 - ملا عیدی محمد 2 - شیخ علی اکبر 

ملا عیدی محمد = ملا باقر

شیخ علی اکبر = 1 - نامدارخان 2 -آداراب 3 - آمهراب 4 - آمحمدنصیر 5 - آعلی عسکر

.....

فرزندان حاتم خان اول ( ذکر نام شده در کتاب دیتر امان آلمانی )

حاتم خان اول = شیخ سلیمان 

...

فرزندان شیخ الیاس

شیخ الیاس = شیخ دهنو

شیخ دهنو = 1 - شیخ ویسی 2 - شیخ حسین 

...

فرزندان شیخ عوض 

شیخ عوض = 1 - شیخ صفر 2 - آلطفی

شیخ صفر = 1 - احمد 2 - شیخ نادعلی 3 - حاتم خان دوم ( ذکر نام شده در کتاب سفرنامه لایارد )

احمد = لطفی

شیخ نادعلی = شیخ خداداد

حاتم خان دوم = کرم الله

آلطفی = 1 - عین الله 2 - یاورخان 3 - آسلطان حسن

 

ادامه دارد ..........

منبع :

کتاب شهریار نامه

شجره نامه تیره مال احمدی طایفه منجزی بختیاری

گردآورنده و موالف ، عیدی محمد منجزی 

انتشارات معتبر ( 1398 ) 

 

 

جلکان ( جنت مکان ) در اسناد و مکتوبات

جلکان ( جنت مکان ) در اسناد و مکتوبات 

خاندان سادات گوشه 

 

- سید محمد بن سید محمدعلی عارف : متولد و مدفون در دزفول

- سید عبدالله بن سید محمد : متولد دزفول - ساکن قریه جلکان مدفون در دزفول

- سید محمدعلی قریشی بن سید عبدالله : ساکن در مسجد سلیمان بود و سال 1357 در اهواز فوت کردند.

- سید بزرگ بن سید عبدالله : متولد دزفول و مدفون در شوشتر 

- سید محمد بن سید عبدالله : متولد دزفول و مدفون در جلکان

- سید محمد کاظم صدر الموصوی بن سید محمد : متولد دزفول ساکن جنت مکان ( جلکان ) و متصدی امامت در این محل بودند . ( مدفون در شوشتر )

 

توضیح در خصوص وجه تسمیه گوشه :

مدفن  مرحوم سید کمال الدین ولی ... در محلی بنام ( گوشه ) در کوهستان های بختیاری است که با اطلاعاتی که بعدا بدست آمده باید آن را در شمال دزفول دانست . 

بنابر گفته مطلعین مرحوم سید ولی در (( گوشه دره نورآباد )) ، نزدیک (( شها )) و (( نیکل )) که نزدیک لویس است مدفون می باشد . 

 

منبع : خاندان سادات گوشه

محمدعلی امام اهوازی

  

جلکان ( جنت مکان ) در اسناد و مکتوبات

جلکان در اسناد و مکتوبات 

 

 

سیورغال

سیورغال در دوره صفویه 

در این دوره سیورغال بیشتر در واگذاری های موروثی و همچنین واگذاری هایی که به ماموران دیوانی می کردند ، گفته می شد .  کاملا روشن نیست که در دوره صفویه حقوق این اصطلاح در چه مورد موروثی و در چه مورد تیولی بوده است که به جای مواجب و حقوق به اشخاص می بخشیدند . سیورغال ها در دوره صفویه حقوق بسیاری در اختیار مالکان آنان می گذاشت که موجب آسیب حکومت می شد ، از این رو صفویان گسترش نوعی دیگر از سیورغال ، یعنی تیول را رواج دادند .در این دوره ابدی خلیفه درویش محمد که شاه طهماسب ( متوفی 984 ) به او اهدا کرده و از مصونیت های اداری و مالی برخوردار بود . در این دوره پاره ای سیورغال ها پاداش بود . چنانچه شاه اسماعیل با شنیدن خبر تولد پسرش طهماسب بخشی از املاک خالصه را به مخبر ( خبر دهنده ) سیورغال کرد . همچنین او در حق سادات ، علما و فضلا انعام بسیار کرده و سیورغال های بسیار به آنان و دیگر طبقات اعطا می کردند . به نوشته خورشاه بن قباد ، شاه اسماعیل ( متوفی 930 ) سیورغال حاکمان یاغی را لغو و آن را به سران قزلباش می داد . گذشته از روحانیون ، شاهزدادگان و مالکان و امیران و دیوانیان نیز سیورغال داشتند . به نوشته شاه حسین بن غیاث الدین محمد ، هیچ کس از هیچ گروه نماند که به سیورغال بی دریغ ممتاز نگردد . خود او نیز از شاه عباس ( متوفی 1038 ) حکم سیورغال املاک فراه را داشت . ملک شاه نظر ارمنی در ارمنستان از شاه عباس ، سیورغالی مشتمل بر 124 پارچه آبادی دریافت کرد. به نظر می رسد در دوره صفوی واژه های سیورغال و تیول مترادف شدند . در سندی صادره از شاه طهماسب اول به تاریخ 943 ق به قراجه محمد رکابدار ، نگهداری مزرعه رز در زمین مشکین به منزله سیورغال و تیول بود . اگر عایدات ملکی سیورغال داده می شد ، معنی آن معافیت از مالیات بود . چنانچه در دوره طهماسب یا شاه عباس ، مالیات املاکی که میرعبدالوهاب از نو آن را آباد ساخته و یا به ارث برده بود و همچنین مالیات املاکی که در ناحیه عقیلی و اراضی جلکان به دست آورده بود از هر گونه مداخله معاف بود. 147 

 

منبع : مزدک نامه 

147 - شوشتری ، تذکره شوشتری ، محمد مهدی شرف الدین ، اهواز ، 1384 ، ص 50 . 

پژوهنده : دکتر اصغر حاتمی نیا 

بنه بئد ( روستای بید )

بنه بئد ( روستای بید ) روستای کوچکی بود در چم جلکان ( جنت مکان )  تقریبا نرسیده به آب بند اول.

 

این روستای کوچک بنا بر گفته های شفاهی در سال 1301 بطور ناگهانی گرفتار سیل شد و بکلی از بین رفت و تمام ساکنین آن را که گویند از طایفه گله بابادی باب بودند گرفتار سیل و غرق شدند.

منبع : برگرفته از گفتار شفاهی جناب آقای غلامرضا موسی زاده

این مطلب نیاز به کنکاش بیشتر دارد 

 

شهر جنت مکان ( جلکان )


شهر جنت مکان ( جلکان )

جلکان شهری با پیشنه کهن که ریشه در تاریخ ایران دارد جلکان ( جنت مکان امروزی ) در 7 کیلومتری جنوب شهرستان گتوند و 17 کیلومتری شمال شهرستان شوشتر واقع شده است این شهر بصورت نیم دایره از نیمه شمالی تا نیمه جنوبی در احاطه رودخانه کارون می باشد بدین خاطر درجه هوای آن با گتوند و شوشتر حداقل دو درجه متفاوت سرد تر است .
ساکنین اولیه جلکان چون معنای نامش بر کسی معلوم نیست چون تا کمتر از 150 سال پیش زبان ساکنینش بسیار به زبان شوشتری نزدیک بود اما با ساکن شدن عشایر بختیاری و غالب شدن زبان نسلهای بعدی تغییر کرد .
جلکان را برخی از قدیمی ها جای لک ها یا جای لکان می گفتند و بر مدعای خود به تپه ای در کنار جاده گتوند به دزفول حدود چهار کیلومتر در جنوب شرقی جلکان معروف به قبرهای لک ها ( قورا لکون ) اشاره می کنند .
عده ای علمی به دنبال معنای نام جلکان هستند و از لغت نامه دهخدا بهره می برند و جل چمنزار حاشیه رودخانه ( جیل ) با کان به معنای دیواره بلند کنار رودخانه بکار می برند و با برخی کان را مکان در نظر گرفته و گویند جلکان بخاطر اینکه در کنار رودخانه کارون بوده و جلگه ای بودن آن و وجود چمنزار در حاشیه رودخانه آن را جلکان نام نهاده اند .
در جلکان بارگاه بلند امام زاده شاه ابولحسن ( ع ) وجود دارد که قدمت هزار ساله دارد که نشان از تاریخی بودن آنجاست و گویند مدفن او و خواهرش بی بی فضه می باشد .
اسامی مکانها بسیار قدیمی دیگری به زبان محلی مانند کل دروازه ، گله گهی ، تل پیر ، قورا لکون و قدمگاه هایی مانند قنبرعلی ، علی ولی و ... وجود دارد .
در زمان جعفرقلی خان بهداروند بختیاری، کدخدای جلکان از طرف او منصوب می شد و زیر حوزه خان بهداروند قرار داشت و مالیات پرداز به خان بهداروند بودند .
جعفرقلی خان بهداروند در کنار جلکان قلعه گلی بنا کرد و آنجا را مکان قشلاقی خود قرار داد و از آن به بعد جلکان نیشمنگاه خوانین بهداروند گشت و طوایف بسیاری از بهداروندها در آن ساکن شدند .
بهنگام اجرای اصلاحات ارضی سالهای 40 تا 42 در اسناد کشاورزی و دیگر اسناد رسمی دولتی نام جلکان به جنت مکان تغییر کرد و از آن پس نام جلکان در دفاتر رسمی و ادارات دولتی جنت مکان ثبت شد اما ساکنین و منطقه هنوز آنرا در مراودات خود جلکان می گویند .
شغل عمده مردم جلکان کشاورزی است .
جلکان بعد از انقلاب تغییرات بسیار داشت عشایر بسیاری در آن ساکن شدند که دیگر طوایف خاص بهداروند نبودند گر چه از بهداروندها بیشتر تازه ساکنین از طایفه اسنکی هستند اما از تمام طوایف بابادی باب و چهارلنگ مخصوصا طوایف زلکی و سادات احمد فداله در جلکان اسکان یافتند . از انقلاب به بعد تقریبا جمعیت جلکان 5 برابر شده است در نیمه سال 1389 جلکان در دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی حجت الاسلام سید محمد سادات ابراهیمی در تقسیمات کشوری از روستا به شهر جنت مکان تبدیل شد.
جنت مکان دارای مردمانی با فرهنگ غنی که نشان از گذشته دیرینه آنان دارد علی رغم جمعیتی گوناگون در کنار هم به خوبی گذاران زندگی می کنند و ارتباطات بسیار قوی با مناطق پیرامون دارند .

نامش بهشت است و جایش بهشت
دورش کمربند سبز است نه دیوار و خشت

اصغر درویش زاده 

جلکان ( جنت مکان ) در اسناد و کتاب ها

جلکانی هایی که وارد عشیره کردونی شدند  

 

عشیره کردونی

عشیره کردونی که عمدتاً در روستاهای کرانه چپ رود کارون در اطراف اهواز زندگی میکند. پس از ورود بزرگانی که در زیر به اختصار از بعضی ها نام برده شده وبستن پیمان برداری با یکدیگر در مظفریه پدید امد است.

 ورود بزرگانی چون عباس خان، فتح الله،حاج فرج،حاج ولی، خدرملامطیر که اصالتا بختیاری هستند به مظفریه  (البکورد)

ورود بزرگانی چون حاج رجب ،کل عیسی، روزه از جلکون به مظفریه (جلکونی )

ورود بزرگانی چون عبدالسید ، مشحوت ، مطرود  از بنادر به مظفریه  (بندری )

ورود بزرگانی چون بندر فرزند عبدالله، رجب ، یعقوب از اطراف شهرک بلال وشهرک حر به مظفریه (البوجنگی )

ورود شیخ جعفر فاضلی اصالتا شمالی از شهر رشت به مظفریه (فاضلی)

ورود بزرگانی چون حاج عیسی ،اکبر علی رم، حاج علوان از اطراف اصفهان به مظفریه

ورود محمد تقی و فزرزندانش عباس،کریم ،رحیم ،علی که اصالتا از بزرگان طلایفه امیری  در عراق بودنند که پس از اختلاف جدشان عباس به همراه براردش زامل وارد ایران شده زامل در آبادان وعباس که دارای دو پسر بوده محمد علی در امُّالطُّمَیرسکنا گزید و محمدتقی وارد مظفریه شد

 عشیره کردونی دردوران اقتدار شیخخزعل قدرت زیادی گرفت. در این دوران شیخخزعل (1315-1343ق/1897-1925م) ملاعبدالسّیّد ملقّب به نصرتالنّظام را به وزیری برگزید و به کمک افراد عشیره کردونی که به جنگجویی شهرت داشتند، برخی از مناطق ازجمله فلاحیه و بهبهان را به زیر فرمان خود درآورد در این دوران عبدالحسن فرزند عبدالسید بخشدار بهبهان بود

لاریمر در اوایل سده 14ق/20م جمعیت عشیره کردونی را درحدود 500‘1 تا 000‘2 تن نوشته است. امروزه جمعیت مردان آنان به 000‘5 تن میرسد و بسیار پراکندهاند.

 افراد عشیره گذشته از روستای مظفریه (درحدود 200 خانوار) که مرکز استقرار آنان به شمار میآید، در روستاهای سماعینی، موران، امُّالطُّمَیر، غِزلان، ملیحان، کوت عبدالله، کوت سیّدصالح، ابودِبّسِ، کوتُالعُمَیره، کریشان، سن، خَزامی و برخی نیز در شهرهای رامهرمز، رامشیر و شادگان زندگی میکنند

درپایان متذکر میشوم نوشته های فوق خلاصه ای از تاریخ عشیره بزرگ کردونی ومختصری از بزرگان معرفی شده اند این حقیر  با توجه  به خالی بودن فضایی مجازی  از اطلاعات در مورد این عشیره به اندازه وسع خود خدمتی را انجام داده ام از تمامی بزرگانی که نامی از آنها برده نشذه پوزش می طلبم و به دیگر دوستان پیشنهاد میکنم با توجه به پراکندگی اطلاعات وهمچنین اطلاعاتی که بصورت دست نوشته و یا سینه به سینه منتقل شده اند اقدام به انتشار آنها بکنند ویا در اختیار این حقیر قرداد تا پس از تایید بزرگان در این صفحه قرار بدهم

منبع :  

  |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۹ساعت 11:23  توسط سعید کردانی 

ایمیل s_kardani@yahoo.com

 

جعفرقلی خان یک قلعه گلی در (( جلکان )) کنار کارون در حدود سه فرسخی شوشتر احداث نمود و مدعی است که از اهالی آنجا و سکنه این مناطق حفاظت می کند . 

منبع : سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان 

گزارشات منتشر نشده ای از سر اوستن هنری لایارد 

ترجمه و حواشی از مهراب امیری 

 

 در آنسوی رودخانه کارون دشت وسیعی است به بلندیهای اهواز و هویزه متصل می شود . در شمال یک سلسله برآمدیگیهای کوتاه وجود دارد و همانطور که دیده ام ، در دامنه کوه (( فدلک )) خاتمه می یابند . پشت این تل ماهورها یک دشتی از (( عقیلی )) بسوی کارون امتداد می یابد در سمت راست ساحل (( جلکان )) در فاصله تقریبا دوازده مایلی شوشتر و هشت مایلی (( گتوند )) قرار گرفته است .

منبع : سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان

گزارشات منشر نشده ای از سر استون هنری لایارد

ترجمه و حواشی از مهراب امیری

چاپ اول 1371 ناشر فرهنگسرا  

 

فهمیدم که بهداروندها حدود 5000 خانواده هستند سردسیرشان (( بیرگون )) ، (( خاکی )) ، (( شهان کردن )) و کوه سفید است .

گرمسیرشان حوالی (( اندیکا )) ، مسجد سلیمان )) ، (( هفت شهیدان )) ، (( مسجدسلیمان )) و جلکان است . 

منبع : سفر به دیار بختیاری 

اصغر کریمی 

چاپ اول 1368 ، ناشر فرهنگسرا 

 

آمدن نادر شاه بار دوم به خوزستان 

پس از دیری در پانزدهم رجب ( 1145 ) خود نادر با سپاهی از بیرون بغداد راه خوزستان پیش گرفت و در خاک در دزبات لشکری را به سرکردگی نجف سلطان نامی بر سر شوشتر فرستاده خویشتن با بازمانده سپاه روانه حویزه گردید و در آنجا محمد حسین خان را به گفته میرزا مهدی خان (( کلاه جلادت بر شکسته در قلعه نسبت با اعراب فتنه جوی فرستاده خویشتن نه روز در حویزه درنگ نمود تا سپس بآهنگ شوشتر از آنجا بیرون آمد . ))

ابوالفتح خان و شوشتریان برج و باروی شهر را استوار ساخته بی خردانه آماده جنگ و ایستادگی شده بودند و این بود نجف سلطان راه به شهر نیافته در (( جلکان )) که جائی در آن نزدیکی است لشکر گاه ساخت تا هنگام که اسلمس بیک که نادر او را برای اندرز مردم روانه ساخته بود به شوشتر رسیده با پیام و اندرز ابوالفتح خان و شوشتریان را بفرمانبرداری رام گرداند و کس فرستاد نجف سلطان را به شهر خواند در این میان خود نادر نیز از حویزه رسید شبانه بشوشتر در آمد روز دیگر به باز پرس و جستجو برخاسته چگونگی را دریافت و کسانی که دست در فتنه نداشتند جدا کرده و پاسبان به خانه های آنان فرستاد و سپس فرمان داد که سپاهیان تاراج خانه ها نمایند ولی دست به خون کس نیالایند .

منبع : تاریخ پانصدساله خزستان

صص 106- 105  

احمد کسروی تبریزی  

 

 

 

 

هم ولایتی های ارجمند در جلکان ( جنت مکان )

 نام  مکان ها و مناطق قدیمی جلکان با آدرس آنها جهت یاد   آوری نسلهای امروزی و آیندگان در این دفتر ثبت خواهد شد .

 

بلیتی : جنوب جلکان حاشیه رود کارون اولین بخش توسعه مسکونی جلکان که به آن محله نهضت هم می گفتند

تل گلگهی : جنوب جلکان جنب بلیتی دومین بخش توسعه مسکونی جلکان  

دره او برده :  (دره آب برده ) دره ای در خروجی آبریزهای زمینهای کشاورزی شرق جلکان به ورودی رود کارون که بر اثر طغیان های زمستانی رود کارون بصورت پهن و عمیق در آمده است .انتهای منطقه بلیتی در جنوب جلکان 

کنار لکه ای : (درخت صدری که به آن نخ مراد می بستند ) درخت صدر ( کنار ) در لبه دره اوبرده که بر اثر سیلاب های کارون به درون رودخانه افتاد

تل گله خوس : تلی در جنوب و شرق جلکان کمی بالاتر از میدان ورزشگاه

لووی : زمین های کشاورزی دو طرف جاده جلکان به سه را شوشتر _ دزفول محل فعلی نخلستان مشهدی علی رضا آذر نیا و دو طرف اطراف جاده مسیر دزفول

کل دروازه :  زمین های کشاورزی روبروی سه راه ورودی جلکان حومهای درخت های مرحوم علی مراد فاریابی

زمین های محمد مراد :  گویند از غلات جو مرغوب داشت

ماز مندنی : 

تل سوارون : معمولا روی آن تپه مسابقه اسب سواری انجام می دادند

قورا لکون : تپه ای کنار جاده تقریبا 3 کیلومتر مانده به سه راه دزفول - شوشتر که بر اثر عبور جاده دو تکه شده است

زمین های لطیفی : زمین های کشاورزی جنب ایستگاه برق شرکت بقعه

دره گلی ها :  

زمین ها حیوالله هی : ( حبیب الله هی ) زمین ها مزروعی  روبرو آبنما اولی در چم   

وارگه غولی : امتداد زمینهای حیوالله هی  

کلا غفور : 

لوره :  رودچه ای که دائمی است و بیشتر آب آن سر ریز آب زمینهای کشاورزی شمال شرق جلکان است

زوا لوره : زمین های کشاورزی آنسوی رودچه لوره که مربوط به زارعین سله چین می باشند  

چم : زمین های کشاورزی حاشیه رود کارون حد فاصل بین جنوب جلکان تا روستای کوشکک

کندال پیر : ( گودال امامزاده شاه مرد ) در گذشته بر اثر سیلابهای رود کارون از طریق روچه لوره آب رودخانه کارون وارد آن می شد اکنون این گودال بزرگ توسط شهرداری پر شده و قرار است تبدیل به پارک شود بخشی از آن جزو موقوفات امامزاده می باشد .

تل پیر : جای منازل مسکونی مرحوم مشهدی حسن حسنکی تا منزل مرحوم الیاس نوایی ، آصفر اسدی ، آفاضل اسدی و آ اسفندیار اسدی

کندال استا علی : ( گودال استاد علی ) گودال عمیقی که بین منازل مرحوم موسی محمد پور و یادگار نوروزی ،مرحوم علی قلی صالحی ، مرحوم موسی مقامی بود بعدا توسط بنیاده مسکن شوشتر بهنگام اجرای طرح هادی روستایی پرشد و اکنون فضایی خالی می باشد که شهرداری می تواند از آن برای ساخت مرکز فرهنگی و یا غیره استفاده کند .

کنارها آمهراب : تعداد زیادی درخت صدر ( کنار ) که بصورت طولی قرار داشتند در کنار زمین خالی پشت منزل قدیمی مرحوم مشهدی میرزاآقا طهماسبی و جنب منزل مرحوم مشهدی علی فتح عیدی محمد بهداروند روبروی مغازه مشهدی علی مردان موسی زاده  

کنارها مرتضی علی : تعدادی درخت صدر ( کنارkonar) روبروی منازل زال و شهید حاجی رضایی جنب منزل قدیمی مرحوم آخسرو امیری که بعدا بر اثر توسعه مسکونی از بین رفتند .

گشتیلا : منطقه مزارگاه جنب مسجد صاحب الزمان ( عج )

هندق : ( خندق ) منطقه بالاتر از منزل مرحوم حاج محمدقلی خان تا به شرکت زراعی که تمام مسکونی می باشد

زورون :  

رم اشکناده :

كلا : ( کل ها ) محل زمینی در شمال جلکان لبه رودچه لوره جنب خانه مرحوم علی مرداخان روبروی خانه قدیم عسکر عینی  که صاحب آن فرزندان مرحوم آرحیم اسدی بود بعد قطعه عمده آن را  به یک عرب طریفی فروختند و قطعه ای از آن به فرزند آرحیم بنام جهانشاه رسید و قطعات دیگری را مرحوم حافظ احمدی و عیدی محمد کاله پور و احمد مندنی زاده و مرید اقبالی خرداری کردند . 

نعل اشکن :  

دره گارا : 

دره عوض : 

 هم ولایتی هایی که در این خصوص اطلاعات بیشتری دارند از طریق دادن نظر به ارائه خوب این مطلب کمک کنند

 

 

شجره نامه اولاد کرم الله فرزند حاتم مال احمدی منجزی بهداروند باب بختیاری

شجرنامه اولاد کرم الله منجزی مال احمدی فرزند حاتم

مقدمه :

در حدود بین 172 تا 174 سال پیش نوجوان حدود 16 ساله عشایری وارد قریه جلکان

شد اولین کسی که با او برخورد کرد یکی از خادمین امامزاده شاه ابولحسن ( شاه مرد ) بود

پس از اینکه متوجه شد که نوجوان غربیه است او را به خانه خود برد و کم کم در آنجا

ماندگار شد سپس به وی زن دادند که گویند : نامش فاطمه سلطان و اهل دزفول بود . اما

پس گذشت زمان پدر وی بنام حاتم مال احمدی پس از جستجوی بسیار او را در جلکان

یافت از او خواست که به نزد خانواده خود برگردد اما به دلیل ازدواج و یکجانشینی قبول

نکرد سپس حاتم پدر به نزد کدخدای ده مرحوم ملا حبیبی للری می رود و سفارش پسر را

می کند که چون غریب است در اینجا هوای او را داشته باشد در همان زمان که وی در

خانه کدخدا حضور دارد شرق شناس انگلیسی بنام لایارد که از دوستان محمد تقی خان چهار

لنگ بود وارد می شود و از کدخدای جلکان می خواهد او را جهت رفتن نزد جعفرقلی خان

بهداروند در مقرش دز اسد خان راهنمایی کند کد خدا هم به لایارد می گوید : به موقع

رسیده ای آحاتم مال احمدی اینجاست و به همان منطقه می رود شما را با خود خواهد برد .

لایارد انگلیسی در کتاب خاطرات خود می گوید : حاتم مال احمدی بسیار از اصل و نسب

خود سخن گفتند و اشاره کردند که حاتم خان منجزی که از سرداران سپاه نادرشاه افشاره بود

جدی و نیای ماست و نام من بر گرفته از نام حاتم خان بزرگ است که پس از جنگ قندهار

و سپس فتح هند نادر شاه وی را والی ایالت کشمیر کرد و عده زیادی از سپاه بختیاری

همراه او در آنجا ماندند گر چه سالهای بعد تعداد زیادی به وطن خود برگرشتند . اما با رفتن

حاتم پدر دیگر کسی سراغ کرم الله منجزی مال احمدی به جلکان نیامد و اکنون حدود سه

نسل است که فرزندان و فرزند زادگان وی در جلکان ، شوشتر و اهواز ساکن هستند .

فامیل شناسنامه را روی فامیل دائی های خود درویشی ها که مردمانی بسیار نجیب و با

اصالت و خانواده هستند درویش زاده، درویشی و مقامی گرفتند و از آن پس تا کنون به درویشی معروف گشتند .

احمد ( مال احمدی ) - ابوالفتح - رحمت - سنعان - حسن - رجال - آرام - صادق - مرتضی - مصطفی - عوض - صفر - حاتم مال احمدی دوم ( ذکر نام در کتاب سفرنامه لایارد ) – کرم الله منجزی

==================================================

کرم الله = 1 – کربلایی نظر علی 2 – سبز علی ( از درویشی ها خادمین امامزاده زن اختیار کرد ) 3 – اسماعیل ( از خانواده کدا خدا طایفه للری زن اختیار کرد ) 4 – علی ( از طایفه مقم رهی بهداروند زن اختیار کرد ) --------------------------------------

کربلایی نظرعلی = 3 دختر داشت ---------------------------------------

سبزعلی درویش زاده = 1- غلامعلی 2 – دو ختر - اولی به ازدواج یکی از خادمین امامزاده در آمد و دومی با یکی از طایفه بلیوند بهداروند تزویج نمود . ----------------------------------------

اسماعیل درویشی = عبدالحسین --------------------------------------

علی مقامی = دو دختر داشت اولی به ازدواج یکی از خادمین امامزاده دوپیران کوشکک در آمد و دومی مجرد معروف به عمه ملک. ------------------------------------------

============================================

غلامعلی فرزند سبزعلی دو همسر داشت اولی از ( طایفه اسیوند ) بود که پس از داشتن فرزند اول مرحوم شد دومی از ( طایفه بابادی تیره لک ساتیاروند ) بود = 1 – مرحوم اسکندر 2 – علی عسکر 3 – اکبر 4 – حاج رضا ( صفر ) 5 – حاج رمضان 6 – اصغر 7 – یک دختر که به ازدواج یکی از ( طایفه بابادی تیره لک بهاروند ) در آمد .

مرحوم اسکندر ( همسر از طایفه گندزلو افشار ) = 1 – غلام 2 – علی 3 – عباس 4 – حسین ( مهندس برق ) 5 – سه دختر اولی و سومی با دو نفر از طایفه مادری ازدواج کردند

علی عسکر ( دو همسر اولی از طایفه گله تیره دیله دومی از طایفه بابادی تیره میرکائد ) = 1 – سعید 2( کار شناس ارشد جامعه شناسی ) 2 – حمزه ( استاد و مربی بوکس ) 3 – سجاد 4 – چهار دختر از همسر اول 5 – سروش 6 – سبحان 7 – سامان 8 - ساسان 9 - یک دختر از همسر دوم

اکبر = ( همسر از طایفه بابادی تیره لک ساتیاروند ) = 1 – رضا 2 – شهاب ( کارشناس ارشد حقوق ) 3- سه دختر اولی با یک از ( طایفه منجزی مال احمدی ) ازدواج کرد دومی دکترای شیمی با یکی از ( طایفه عرب کنگری ) و سومی با یکی از ( طایفه کاهکش )

حاج رضا ( صفر ) همسر از ( قوم عرب طایفه عامری) = 1 – ایمان ( خلبان )2 – پیمان ( مهندس کامپیوتر ) 3 – احسان ( مهندس کامپیوتر ) 4 – یک دختر ( مهندس برق هواپیما )

حاج رمضان ( همسر اصفهانی ) = بیژن ( مهندس مکانیک ) 2 – پژمان ( امید ) کارشناس حقوق 3 – دو دختر اولی ( زوجه یکی از طایفه آسترکی ) و دختر دوم ( زوجه یکی از بستگان پدری از طایفه منجزی مال احمدی )

اصغر ( استاد دانشگاه ، نویسنده کتاب فرهنگ زبان بختیاری و دکترا علوم

سیاسی ) همسر از طایفه ( بابادی تیره لک عسکروند ) = سه دختر ( کیمیا – کیانا – تیاناز )

==========================================

غلام فرزند اسکندر ( همسر از طایفه احمد مهمدی ) = 1 – پارسا 2 – یک دختر

سعید فرزند علی عسکر ( همسر از طایفه عیسوند زیبایی چهارلنگ ) =1 -یک دختر

ایمان فرزند حاج رضا ( همسر از کردهای کرمانشاه اختیار کرد ) =

بیژن فرزند حاج رمضان ( همسر از سلسله سادات یاحق ) = 1 دختر

حسین فرزند اسکندر ( همسر از دایی های پدر بزرگ حضرات درویشی ) = 1 - هامین

رضا فرزند اکبر ( همسر از طایفه منجزی تیره روا ) = 1 - آرتا

علی فرزند اسکندر ( همسر از طایفه مادری افشار) = 1 - فرهان

========================================

عبدالحسین فرزند اسماعیل ( همسر از خانواده نیلدرار شوشتری ) = 1 - حاج محمد حسین 2 – علی

حسین ( رئیس اسبق شورای شهر جنت مکان ) 3 – غلامعباس 4 – غلامحسین 5 –

مسعود 6 – سه دختر اولی به ازدواج یکی از ( خانواده های بزرگ وزیری شوشتری ) در آمد دومی با

یکی از ( خانواده آسیابانی در شهرک های دزفول) و سومی به ازدواج یکی از ( طایفه حسنکی بهداروند )

=============================================

حاج محمد حسین ( همسر شوشتری ) = 1 – رضا ( مهندس کامپیوتر ) 2 – دو دختر اولی

زوجه ( پسر عمه خود از خانواده آسیابانی شهرک دزفول ) و دختر دوم زوجه یکی از ( طایفه اسنکی بهداروند )

علی حسین ( همسر از شهرکهای دزفول ) = 1 – مسلم 2 – ابوذر 3 – امین ( کارشناس مدیریت ) زوجه از طایف تونی چهارلنگ اختیار کرد 4 – علی ( مهندس برق ) 5 – یک دختر کارشناس حسابداری ( زوجه یکی از طایفه پاپی )

غلامعباس (همسر از خانواده خوشنام نیلدرار شوشتری) = 1 - محسن (افسر نیروی دریایی - کارشناس حسابداری ) 3 – یاسین 4 – احسان 5 – پیمان (مهندس کامپیوتر ) 6 – یک دختر

غلامحسین (همسر از خانواده نیلدرار شوشتری) = 1 - محمد یزدان 2 – یک دختر

مسعود (همسر از چهارلنگ) = 1 - امید رضا

=============================================

ابوذر فرزند علی حسین (همسر از طایفه للری بستگان مادر بزرگ پدری اختیار کرد )= 1 دختر

مسلم فرزند علی حسین (همسر از بستگان مادری اختیار کرد ) =1 دختر

محسن فرزند غلامعباس (دختر عمه خود را به زنی اختیار کرد)

یاسین فرزند غلامعباس (دختر دایی خود را به زنی اختیار کرد) = امیر علی

احسان فرزند غلامعباس (همسر از طایفه چهارلنگ اختیار کرد)

پیمان فرزند غلامعباس (دختر عموزاده پدر خود دختر حاج رمضان را اختیارکرد )

امین فرزند علی حسین (همسر از طایفه تونی چهارلنگ اختیار کرد).