جلکان نشیمنگاه خوانین بهداروند 2

اجتماعی ، تاریخی

هم ولایتی های ارجمند در جلکان ( جنت مکان )

 نام  مکان ها و مناطق قدیمی جلکان با آدرس آنها جهت یاد

 

آوری نسلهای امروزی و آیندگان در این دفتر ثبت خواهد شد .

 

بلیتی : جنوب جلکان حاشیه رود کارون اولین بخش توسعه مسکونی جلکان که به آن محله نهضت هم می گفتند

تل گلگهی : جنوب جلکان جنب بلیتی دومین بخش توسعه مسکونی جلکان  

دره او برده :  (دره آب برده ) دره ای در خروجی آبریزهای زمینهای کشاورزی شرق جلکان به ورودی رود کارون که بر اثر طغیان های زمستانی رود کارون بصورت پهن و عمیق در آمده است .انتهای منطقه بلیتی در جنوب جلکان 

کنار لکه ای : (درخت صدری که به آن نخ مراد می بستند ) درخت صدر ( کنار ) در لبه دره اوبرده که بر اثر سیلاب های کارون به درون رودخانه افتاد

تل گله خوس : تلی در جنوب و شرق جلکان کمی بالاتر از میدان ورزشگاه

لووی : زمین های کشاورزی دو طرف جاده جلکان به سه را شوشتر _ دزفول محل فعلی نخلستان مشهدی علی رضا آذر نیا و دو طرف اطراف جاده مسیر دزفول

کل دروازه :  زمین های کشاورزی روبروی سه راه ورودی جلکان حومهای درخت های مرحوم علی مراد فاریابی

زمین های محمد مراد :  

ماز مندنی : 

تل سوارون : 

قورا لکون : 

زمین های لطیفی : زمین های کشاورزی جنب ایستگاه برق شرکت بقعه

دره گلی ها :  

زمین ها حیوالله هی : زمین ها مزروعی  روبرو آبنما اولی در چم   

وارگه غولی : امتداد زمینهای حیوالله هی  

کلا غفور : 

لوره :  رودچه ای که دائمی است و بیشتر آب آن سر ریز آب زمینهای کشاورزی شمال شرق جلکان است

زوا لوره : زمین های کشاورزی آنسوی رودچه لوره که مربوط به زارعین سله چین می باشند  

چم : زمین های کشاورزی حاشیه رود کارون حد فاصل بین جنوب جلکان تا روستای کوشکک

کندال پیر : ( گودال امامزاده شاه مرد ) در گذشته بر اثر سیلابهای رود کارون از طریق روچه لوره آب رودخانه کارون وارد آن می شد اکنون این گودال بزرگ توسط شهرداری پر شده و قرار است تبدیل به پارک شود بخشی از آن جزو موقوفات امامزاده می باشد .

تل پیر : جای منازل مسکونی مرحوم مشهدی حسن حسنکی تا منزل مرحوم الیاس نوایی ، آصفر اسدی ، آفاضل اسدی و آ اسفندیار اسدی

کندال استا علی : ( گودال استاد علی ) گودال عمیقی که بین منازل مرحوم موسی محمد پور و یادگار نوروزی ،مرحوم علی قلی صالحی ، مرحوم موسی مقامی بود بعدا توسط بنیاده مسکن شوشتر بهنگام اجرای طرح هادی روستایی پرشد و اکنون فضایی خالی می باشد که شهرداری می تواند از آن برای ساخت مرکز فرهنگی و یا غیره استفاده کند .

کنارها آمهراب : تعداد زیادی درخت صدر ( کنار ) که بصورت طولی قرار داشتند در کنار زمین خالی پشت منزل قدیمی مرحوم مشهدی میرزاآقا طهماسبی و جنب منزل مرحوم مشهدی علی فتح عیدی محمد بهداروند روبروی مغازه مشهدی علی مردان موسی زاده  

کنارها مرتضی علی : تعدادی درخت صدر ( کنارkonar) روبروی منازل زال و شهید حاجی رضایی جنب منزل قدیمی مرحوم آخسرو امیری که بعدا بر اثر توسعه مسکونی از بین رفتند .

گشتیلا : منطقه مزارگاه جنب مسجد صاحب الزمان ( عج )

هندق : ( خندق ) منطقه بالاتر از منزل مرحوم حاج محمدقلی خان تا به شرکت زراعی که تمام مسکونی می باشد

زورون :  

رم اشکناده :

 

 

 

هم ولایتی هایی که در این خصوص اطلاعات بیشتری دارند از طریق دادن نظر به ارائه خوب این مطلب کمک کنند

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت 12:36  توسط الف - د  | 

شجره نامه اولاد کرم الله فرزند حاتم مال احمدی منجزی بهداروند باب بختیاری

شجرنامه اولاد کرم الله منجزی مال احمدی

 مقدمه :

 در حدود بین 172 تا 174 سال پیش نوجوان حدود 16 ساله عشایری وارد قریه جلکان

شد اولین کسی که با او برخورد کرد یکی از خادمین امامزاده شاه ابولحسن ( شاه مرد ) بود

پس از اینکه متوجه شد که نوجوان غربیه است او را به خانه خود برد و کم کم در آنجا

ماندگار شد سپس به وی زن دادند که گویند : نامش فاطمه سلطان و اهل دزفول بود . اما

پس گذشت زمان پدر وی بنام حاتم مال احمدی پس از جستجوی بسیار او را در جلکان

یافت از او خواست که به نزد خانواده خود برگردد اما به دلیل ازدواج و یکجانشینی قبول

نکرد سپس حاتم پدر به نزد کدخدای ده مرحوم ملا حبیبی للری می رود و سفارش پسر را

می کند که چون غریب است در اینجا هوای او را داشته باشد در همان زمان که وی در

خانه کدخدا حضور دارد شرق شناس انگلیسی بنام لایارد که از دوستان محمد تقی خان چهار

لنگ بود وارد می شود و از کدخدای جلکان می خواهد او را جهت رفتن نزد جعفرقلی خان

بهداروند در مقرش دز اسد خان راهنمایی کند کد خدا هم به لایارد می گوید : به موقع

رسیده ای آحاتم مال احمدی اینجاست و به همان منطقه می رود شما را با خود خواهد برد .

لایارد انگلیسی در کتاب خاطرات خود می گوید : حاتم مال احمدی بسیار از اصل و نسب

خود سخن گفتند و اشاره کردند که حاتم خان منجزی که از سرداران سپاه نادرشاه افشاره بود

جدی و نیای ماست و نام من بر گرفته از نام حاتم خان بزرگ است که پس از جنگ قندهار

و سپس فتح هند نادر شاه وی را والی ایالت کشمیر کرد و عده زیادی از سپاه بختیاری

همراه او در آنجا ماندند گر چه سالهای بعد تعداد زیادی به وطن خود برگرشتند . اما با رفتن

حاتم پدر دیگر کسی سراغ کرم الله منجزی مال احمدی به جلکان نیامد و اکنون حدود سه

نسل است که فرزندان و فرزند زادگان وی در جلکان ، شوشتر و اهواز ساکن هستند .

فامیل شناسنامه را روی فامیل دائی های خود درویشی ها که مردمانی بسیار نجیب و با

اصالت و خانواده هستند درویش زاده و درویشی گرفتند و از آن پس تا کنون به درویشی

معروف گشتند .

 

حاتم منجزی مال احمدی = 1 – کرم الله منجزی 2- ؟ 3 - ؟ 4 - ؟

 

کرم الله = 1 – کربلایی نظر علی 2 – سبز علی ( از درویشی ها خادمین امامزاده زن اختیار کرد ) 3 – اسماعیل ( از خانواده کدا خدا طایفه للری زن اختیار کرد ) 4 – علی ( از طایفه مقم رهی بهداروند زن اختیار کرد ) --------------------------------------

 

کربلایی نظرعلی = 3 دختر داشت ---------------------------------------

 

سبزعلی = 1- غلامعلی 2 – دو ختر - اولی به ازدواج یکی از خادمین امامزاده در آمد و دومی با یکی از طایفه بلیوند بهداروند تزویج نمود . ----------------------------------------

اسماعیل = عبدالحسین --------------------------------------

علی = دو دختر داشت اولی به ازدواج یکی از خادمین امامزاده دوپیران کوشکک در آمد و دومی مجرد در گذشت . ------------------------------------------

غلامعلی دو همسر داشت اولی از طایفه اسیوند بود که پس از داشتن فرزند اول مرحوم شد دومی از طایفه بابادی تیره لک ساتیاروند بود = 1 – مرحوم اسکندر 2 – علی عسکر 3 – اکبر 4 – حاج رضا ( صفر ) 5 – حاج رمضان 6 – اصغر 7 – یک دختر که به ازدواج یکی از طایفه بابادی تیره لک بهاروند در آمد .

مرحوم اسکندر ( همسر از طایفه گندزلو افشار ) = 1 – غلام 2 – علی 3 – عباس 4 – حسین ( مهندس برق ) 5 – سه دختر اولی و سومی با دو نفر از طایفه مادری ازدواج کردند

علی عسکر ( دو همسر اولی از طایفه گله تیره دیله دومی از طایفه بابادی تیره میرکائد ) = 1 – سعید 2( کار شناس ارشد جامعه شناسی ) 2 – حمزه ( استاد و مربی بوکس ) 3 – سجاد 4 – چهار دختر از همسر اول 5 – سروش 6 – سبحان 7 – سامان از همسر دوم دختر اول با یکی از طایفه بابادی تیره لک عسکروند ازدواج کرد دومی با یک اصفهانی تزویج نمود

اکبر = ( همسر از طایفه بابادی تیره لک ساتیاروند ) = 1 – رضا 2 – شهاب ( کارشناس حقوق ) 3- سه دختر اولی با یک از طایفه منجزی مال احمدی ازدواج کرد دومی کارشناس ارشد شیمی با یکی از طایفه عرب کنگری و سومی با یکی از طایفه کاهکش

حاج رضا ( صفر ) همسر از قوم عرب طایفه عامری = 1 – ایمان ( خلبان )2 – پیمان ( مهندس کامپیوتر ) 3 – احسان ( مهندس کامپیوتر ) 4 – یک دختر ( مهندس برق هواپیما )

حاج رمضان ( همسر اصفهانی ) = بیژن ( مهندس مکانیک ) 2 – پژمان ( امید ) 3 – دو دختر اولی زوجه یکی از طایفه آسترکی می باشد

اصغر ( استاد دانشگاه ، نویسنده کتاب فرهنگ زبان بختیاری و دانشجوی دکترا علوم

سیاسی ) همسر از طایفه بابادی تیره لک عسکروند = سه دختر ( کیمیا – کیانا – تیاناز )

-----------------------------------------

غلام ( همسر از طایفه احمد مهمدی ) = 1 – پارسا 2 – یک دختر

سعید ( همسر از طایفه عیسوند زیبایی چهارلنگ ) =

ایمان ( همسر از کردهای کرمانشاه اختیار کرد ) =

بیژن ( همسر از سلسله سادات یاحق ) =

========================================

 

عبدالحسین ( همسر از خانواده نیلدرار شوشتری ) = 1 - حاج محمد حسین 2 – علی

حسین ( رئیس اسبق شورای شهر جنت مکان ) 3 – غلامعباس 4 – غلامحسین 5 –

مسعود 6 – سه دختر اولی به ازدواج یکی از خانواده وزیری شوشتری در آمد دومی با

یکی از خانواده آسیابانی در شهرک های دزفول و سومی به ازدواج یکی از طایفه حسنکی

بهداروند در آمد

حاج محمد حسین ( همسر شوشتری ) = 1 – رضا ( مهندس کامپیوتر ) 2 – دو دختر اولی

زوجه پسر عمه خود خانواده آسیابانی شد

علی حسین ( همسر از شهرکهای دزفول ) = 1 – مسلم 2 – ابوذر 3 – امین 4 – علی 5 – یک دختر

غلامعباس ( همسر از خانواده نیلدرار شوشتری ) = 1 - محسن ( افسر نیروی دریایی ) 3 – یاسین 4 – احسان 5 – پیمان 6 – یک دختر

غلامحسین ( همسر از خانواده نیلدرار شوشتری ) = 1 - محمد یزدان 2 – یک دختر

مسعود ( همسر از چهارلنک ) = 1 - امید رضا

ابوذر ( همسر از طایفه للری بستگان مادر بزرگ پدری اختیار کرد )=

مسلم ( همسر از بستگان مادری اختیار کرد ) =

محسن ( دختر عمه خود را به زنی اختیار کرد )=

یاسین ( دختر دایی خود را به زنی اختیار کرد )

 

در پایان چنانچه عزیزی از طایفه منجزی اطلاعاتی در باره بقیه اولاد حاتم مال احمدی

 منجزی دارد به همین وبلاگ ارائه دهد سپاسگزار می شویم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 14:8  توسط الف - د  | 

تش های تیره مال احمدی ( ملامدی یا ملا احمدی ) طایفه منجزی بهداروند باب

 

۹ تش از تیره مال احمدی طایفه منجزی بهداروند باب هفت لنگ بختیاری

چنانچه نیاز به اصلاحاتی می باشد عزیزان مطلع در قسمت پائین نظرات راهنمائی لازم را ارائه فرمایند تا مطلب بهتر و دقیقتر شود ضمنا هر همتباری از این تش ها هستند می توانند با ذکر فامیلی و محل سکونت در قسمت نظرات به اطلاعات ما و خوانندگان بیفزایند

 

- تش شیخ علی وند

- تش مصطفی وند

- تش روزه وند

- تش شیخ سوند

- تش خواجه وند

- تش سهمائی

 - تش دوسنی

- تش جلالی وند

- تش کلاوند

- فلارد

+ نوشته شده در  شنبه ششم اردیبهشت 1393ساعت 14:15  توسط الف - د  | 

یادی از بزرگان جلکان ( جنت مکان )

 

بنم خدای جلیل بختیاری      که دادس تفنگ و اسب کاری

 

آرامش قلبم همین جنت مکان است           به هر جا نام آن ورد زبان است

کوچه های خاکی و شاه مرد و کارونش     بدنیا بهترین جاه و مکان است

زرافشان فروزنده در اینجا خانمان است     هر شبش تابنده ماه را دودمان است

آهنگ آرامش زند کارون شبانگاهان       چنین جا را ، زمین و دیگری در آسمان است

هیجار

 

بی شک شهدا نور چشم ملت و چراغ راه هدایت جامعه هستند اما در این مطلب منظور یادی از پدر بزرگان ما و این شهداست تا پلی باشد میان نسلهای گذشته با نسلهای امروزی و با نام سید بزرگ و ارجمند آغاز می کنم که امیدوارم جدش همیشه با مردم خوب جلکان باشد

- مرحوم آسید کاظم صدر الموسوی - پدر ارجمند ایشان از شوشتر به جلکان آمد ومسجد قدیم جلکان را که  ساخت آن توسط مرحوم حاج عبدالله جلکانی یکی از بزرگان حضرات خانواده مرحوم ملا قپانی جلکانی  انجام گرفته بود تکمیل کرد  که امروزه بنام مسجد امام سجاد ( ع ) معروف است که ایکاش بافت قدیمی و سنتی آنها را از بین نمی بردند که اینکار شد و با بافت جدید باز سازی شد

- مرحوم آسید علاالدین صدر موسوی فرزند ارشد مرحوم آسید کاظم صدر موسوی معروف به آعلا

- مرحوم امیر قلی خان بزرگ حضرات امیری و بختیاروند - طایفه علاالدین وند بهداروند باب

- مرحوم حاج امام قلی خان معروف به خان گپ - طایفه علاالدین وند بهداروند باب

- مرحوم امیرحسین خان اسدی - طایفه علاالدین وند بهداروند باب

- مرحوم کدخدا ملا حبیب للری - کدخدای قدیم جلکان

- مرحوم ملا احمد کاله  - کدخدای قدیم جلکان - بهداروند باب

- مرحوم آسلطان علی اسدی - کدخدای قدیم جلکان - طایفه علاالدین وند بهداروند باب

- مرحوم علی مرادخان اسدی - کدخدای قدیم جلکان - طایفه علاالدین وند بهداروند باب - آخرین کدخدای جلکان تا انقلاب اسلامی سال ۵۷ 

- مرحوم درویش محمد معروف به درویش اسمی

- مرحوم کربلائی فتح الله جلکانی معروف به کل فتح الله

- مرحوم کربلائی نصرالله جلکانی معروف به کل نصر الله

-

- مرحوم غلام طاهری معروف به سلجوقه غلام - مسئول خانه انصاف جلکان بهنگام طرح انقلاب سفید شاه - عرب الهایی

- مرحوم کاید بارانی مقامی معروف به کا بارونی - طایفه مقم رهی بهداروند باب

- مرحوم کاید غفور جباری معروف به کا غفور - طایفه زلکی چهارلنگ

- مرحوم ملا قپانی جلکانی معروف به ملا قپونی - مردی مومن و متدین

- مرحوم ملا سوخته زار حسنکی معروف به ملا سوخته زار - طایف اسنکی بهداروند باب

- مرحوم کربلایی  کرم کرمی معروف به کل کرم

- مرحوم سرهنگ بهرامی معروف به سرهنگ وکیل - طایفه الکی بهداروند باب

- مرحوم رجب علی طاهری - عرب الهایی

- مرحوم علی مراد شلوپور معروف به علی مراد شلو -طایفه بلیوند بهداروند باب

- مرحوم آلطفعلی امیری - علاالدین وند بهداروند باب

-  )

- مرحوم ملا شعبان لرزنی - معروف به ملا شعبون - طایفه لرزانی بهداروند باب 

- حاج جهانگیر کرمی معروف به جهانگیر خدامراد

- مرحوم شیر محمد کرمپور معروف شیر محمد محمدعلی

- پهلوان مرحوم علی امیری معروف به علی آلطفعلی

- پهلوان رمضان عوض زاده معروف به رمضان اکبر

- پهلوان امان الله لک طایفه بابادی

-

- ادامه دارد   عزیزان مطلع هم کمک کنند اگر نام بزرگی قدیمی از قلم افتاده است تا ذکر یاد شود

-

از گله داران بزرگ قدیم جلکان می توان از افراد زیر نام برد  

- مرحوم شنبه بساک معروف به شنبدی دیندامال

- مرحوم قاسم آقایی جنت مکان معروف به قاسم بابا خون - طایفه کاله بهداروند باب - دکتر حسین آقایی که یکی از حقوقدانان برجسته کشور است فرزند وی می باشد همچنین نوه وی محمد آقایی فرزند علی اکبر دانشجوی ترم ۷ پزشکی می باشد  

- مرحوم آرستم نیک پور - طایفه علاالدین وند بهداروند باب

- مرحوم حسن حسنکی - طایفه اسنکی بهداروند باب

- مرحوم مشهدی علی فتح عیدی بهداروند - طایفه اسیوند

- شنبه درویشی معروف به شنبدی

-

-

- ادامه دارد عزیزان مطلع کمک کنند  در بخش نظرات

ذکر این اسامی به زعم بنده بوده گر چه همه مردم جلکان بزرگ هستند و این اسامی در طایفه و تیره و خانواده خود بزرگان بسیاری دارند و هر کدام نمادی از طایفه و خانواده خود هستند چنانچه ذکر نامی نشد  بنده مطلع نیستم و به همین ها بسنده کرده ام که در حد شناخت من می باشند و صرفا به جهت یاد آنها ست نه چیز دیگر  

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1392ساعت 10:29  توسط الف - د  | 

دل نوشته هایی از اصغر ( هیجار )

بنم هو که لر آفرید       زس ددر و کر آفرید

-----------------------------------------

مال به مال چوپون زه چوپون هی اپرسم

ره و بی ره اکنم رهی نجستم

التماس ایر کنم سی ره عشقه

ره عشق نشون بدی پات ابوسم

--------------------------------------

 نترم وای نترم یه جا بواستم 

 مو ندونم کنه گم کنه بوینم

همه شو زل پوزار پا ورکشیده  

 اما حالا سی چنون یجا نشینم

برشه و کال و کری ، تیشتر و بریل  

 ز دسم رهنه همه آجر چینم

نی بینم شولار قری به پای درگل  

 کندنه چوقا کله تا کی نکینم

نگده خدا کنین کوگ به قفس   

اسم که اسم منه هی که به توسر بکشینم

سروناز سخت سی مو یجا نشینی   

برویم که ار که هم برهسه خینم

لک چوقامه گرهن تا بکنن بلکه بدهره

حرف ایلم زنم پاس انشینم

هر کی چپ سیل اکنه به ایلمون تهس درارم

پاس بیا خین ادهیم نه سرزمینم

ای که من شهری ، مو من دشت و کههم 

خس ادونه ، که بیشتر زتو پا بند به دینم

---------------------------------------------  

 

پروانه را دیدم بالش سوخته

گل به کنار شمع نشسته

گفتمش : به چه نشسته ای که پروانه سوخت

گفت : نشسته ام تا آب شدن شمع را به جرم سوختن تماشا کنم

 

-------------------------

گوئی همچو راه شیری

همه پوشیده چلوار   ( پارچه  سفید )

گفتم : این همه شور و شوق از بهر چیست ؟

گفتند : از طلب آزادیست

گفتم : من مشتاق چه

گفتند : هر کس به رضایش

من تشنه با چشمان پر ولع

گشتم همسفر ره

هر چه جلوتر می رفتم

سبک و سبکتر می شدم

تا اینکه خود را دگر احساس نکردم

پی بردم سر منزل مقصود

گورستان است

 

------------------------------------

 

در خواب برای تو گریستم

پس از باران اشکم

رنگین کمانی جلوه گر شد

رنگ سبزش به پشت سرم چشمک زد

نگاه کردم تو را دیدم

بسوی تو آمدم

خواستم دست دراز کنم و صدایت کنم

اما ترسیدم روی ماه خود را در میان کیسوانت پنهان کنی

نگاه کردی

لبخندی زدی

رنگین کمان محو شد

 صورت تو را نوازش کردم

صدایت کردم

ولی از خواب پریدم

وانگه دست خود را میان گلهای گلدان یافتم

 ------------------------

راه ها رفتم ولی تا نیمه ها

عشق را جستم ولی در آئینه ها

زندگی ها ساختم من در خیال

شوق پروازم ولی بی پر و بال

من سفیر همره راه سراب

شد حدیث کوزه دوش ، ناخورده آب

من درون خود ولی از خود غیاب

خود ندیده سوی دلداران شتاب

   هیجار

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1392ساعت 8:23  توسط الف - د  | 

اولین ها در جلکان ( جنت مکان )


آیا می دانید ؟


- جلکان بختیاری نشین نبود بعدا بختیاریها

در آن ساکن شدند .

آیا می دانید تعداد زیادی خانواده های عرب نژاد

- شوشتری و گتوندی از قدیم ساکن جلکان

 شده بودند

 -  جلکانی ها -  کرمی ها - کرمپورها - رزمجوها -

عوض زادها - درویشی ها - تقریبا جزء قدیمی ترین ساکنین جلکان هستند

بقیه فامیلها بعدا ساکن شده اند

- آیا می دانید علی رغم فامیلی های مختلف نزدیک به ۹۰ ٪ مردم جلکان

با هم فامیلی نسبی و سببی دارند


- آیا می دانید امامزاده شاه ابوالحسن ( ع) در دوران حکومت

هلاگوخان ساخته شده است . 

- آیا می دانید اولین مکتب خانه ( مدرسه امروزی ) در حدود ۱۳۵

سال پیش در جلکان توسط مرحوم کربلایی نظرعلی  فرزند کرم الله

منجزی عموی مرحوم غلامعلی درویش زاده و عبدالحسین درویشی

پایه گذاری شد .

- اولین ماشین نوع جیپ توسط مرحوم حاج محمدقلی خان اسدی وارد

 جلکان شد . بعد از وی مرحوم امیرحسین خان و بعدا

مرحوم علیمراد شلوپور وانت پیک آپ خرید  و پس از او محمد علی

 بوشهری داماد حضرات لک -ُ علی عسکر درویش زاده -ُ مرحوم

رجبعلی طاهری و مرحوم سرهنگ بهرامی جیپ نوع شهباز در 

 سالهای دهه 50 داشتند 

- اولین تراکتور توسط مرحوم حاج محمدقلی خان اسدی وارد جلکان

شد .

- اولین تلویزیون را مرحوم رمضان عوض زاده  و بعد از وی محمد

 علی محبوبی و علی عسکر درویش زاده آوردند زمانی که در جلکان

برق نبود ( سالهای دهه 50  ) و از برق باطری تراکتور استفاده می 

کردند .

- اولین دکتر پزشک جلکان جناب آقای دکتر بهرام اسدی فرزند مرحوم

امیرحسین  خان  است و بعد از وی مرحوم دکتر هوشنگ اسماعیل

پور پزشک شد و بعد از او دکتر حسین آقایی جنت مکان فرزند مرحوم

 قاسم دکترای حقوق گرفت و در حال حاضر آقای حسینعلی موسی زاده

 فرزند روزعلی  دانشجوی دکترای ادبیات فارسی و محمد آقایی فرزند

علی اکبر دانشجوی ترم ۷ پزشکی است .

 - اولین لیسانسه جلکان مرحوم استاد ابوالقاسم رزمجود بود

- آیا می دانید اولین شهید دفاع مقدس از جلکان شهید حیدر کرمی بود

- آیا می دانید مشهدی علی رضا آذر نیا جزء نخستین مداحان اهلبیت

در جلکان بود سالهای دهه ۵0  در دورانی که وسایل صوتی 

 و نقلیه امروزی در جلکان نبود

- آیا می دانید مرحوم مشهدی احمد نیلدرار ( شوشتری ) جزء نخستین

مغازه داران جلکان بود ( از اول دهه ۵۰ )

- آیا می دانید نخستین آسیاب تولید آرد مدرن ( مکینه آردی )در جلکان

توسط مرحوم رجبعلی طاهری ( عرب الهایی ) وارد شد

- آیا می دانید اولین نانوایی در جلکان توسط مرحوم حاج شکر الله

جلکانی تاسیس شد

- آیا می دانید اولین خانواده از طایفه دهناشی که ساکن جلکان شد مرحوم بیرام ( بیرم ) پدر مرحوم غلامعلی و کوچکعلی ماندنی زاده بود

- آیا می دانید تک خانواده اسیوند که آمد در جلکان ساکن شد مرحوم

 مشهدی علی فتح عیدی محمد بهداروند داماد حضرات رزمجو بود

- آیا می دانید تک خانواده بابااحمدی ( بامدی ) که آمد در جلکان

ساکن شد مرحوم علی حسن رضایی (  کاید قپانی )  بود

- آیا می دانید تک خانواده موری که آمد در جلکان ساکن شد مرحوم

حبیب الله موری داماد حضرات کرمی بود.

- اولین کسی که کشاورزی مدرن مخصوصا صیفیجات را وارد جلکان کرد فردی اصفهانی به نام مشهدی نعمت بود که تعداد زیادی از مردم نزد وی مشغول بکار شدند و بعد از وی فرد دیگری بود بنام عباسی این کار را ادامه داد و ساختمانی نیمه کاره بین جلکان و بنه آرحیم ساخت بر روی کون سهره لب رود لوره قدیم بالای منبع آب شرب فعلی

- آیا می دانید یکی از شغلهای بسیار قدیم مردم جلکان بافت سبد بود که به آنها سله می گفتند و در قدیم روستایی بود بنام سله چین و به همین خاطر زمینهای کشاورزی شمال جلکان که مربوط به بخشی از مردم جلکان است معروف به زمینهای سله چین می باشد

- آیا می دانید در جلکان قدیم حمام خانگی به شکل امروزی وجود نداشت بجز فصل زمستان که با گرم کردن آب روی آتش حمام می کردند در بقیه فصول در رودخانه کارون حمام می گرفتند آن هم در دو یا چند قسمت مردانه و زنانه که معروف به گدار ( محل قابل دسترس به حاشیه رودخانه )  با نام مشخص بود مانند گدار علی مردان خان بالای منبع آب قدیم مخصوص مردها و گدار چیتی پائین تر از منبع آب قدیم مخصوص زنان بود  زنان با لباس آبتنی می کردند این گدار محل شستشو لباسها ، ظروف و بردن آب آشامیدنی که با مشک و یا دیگ حمل می شد توسط زنان هم بود جالب این بود علی رغم نزدیکی این دو دگدار ( محل ) اما از لحاظ قوس دیواره رودخانه ( کون ) برای همدیگر قابل دید نبودند و حریم ها حفظ می شد از اوایل دهه ۵۰ در جلکان یک حمام عمومی که با نفت سیاه کار می کرد تاسیس شد و کارگر آن که معمولا دلاک یا حمومی می گفتند از شوشتر آمده بود و کار در حمام را بعهده گرفت و در دو نوبت زنانه صبح و مردانه بعداظهر مردم استفاده می کردند اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و برق دار شدند جلکان و از قبل سال ۵۵ که لوله کشی آب شده بود حمام خانگی در منازل ساخته شد و حمام عمومی تعطیل گردید ساختمان حمام عمومی تا چندیدن سال بصورت متروکه در جوار منازل حضرات امیر بختیاروند و مقامی مانده بود که این حمام عمومی می توانست بعنوان یک نماد تاریخی برای نسلهای آینده جلکان بماند اما متاسفانه شورای اسلامی وقت  جلکان بخاطرمبلغ ناچیزی پول ، آنرا فروخت و خریدار مبادرت به تخریب آن کرد و در جایش منزل مسکونی ساخت . جایی که مدارس می توانستند دانش آموزان را جهت آگاهی از نوع زندگی پدر و پدربزرگان خود به آنجا جهت بازدید ببرند. حمام قدیم نیم قرنی را به راحتی بجای بهای یک گوسفند فروختند و تخریب شد  . انواع گدار ( محل آب تنی ) دیگر هم بود مانند گدار شنی در آخر جلکان و گدار علی کور و گدار علی مرادخان و گدار لوره در شمال جلکان   

- آیا می دانید دو قدمگاه در جلکان وجود داشت یکی بنام قنبر علی در محله جا گامال جنب بقالی قدیم مرحوم مشهدی احمد نیلدارو تقریبا روبرو منزل قدیم مشهدی علی رضا آذر نیا که آن محل را جدیدا محله زلکی ها می گویند اما قدمگاه قتبرعلی که اطاقک کوچکب  بود بهنگام اجرای طرح هادی ( خیابان کشی روستا ) در محدوده طرح خیابان افتاد و آنرا تخریب کردند و از آن اثر و آثاری نمانده است .

قدمگاه دوم را علی ولی می گویند که درکنار منبع آب قدیم  جنب مسجد امام سجاد ( ع ) قرار دارد بعد از انقلاب اطاقک قدیمی آنرا تخریب کردند و اطاقک جدید ساختند که هنوز وجود دارد

آیا می دانید اولین کسی که سنت زنجیر زنی در ایام محرم را وارد جلکان کرد مرحوم روزه لک از تیره عسکروند بابادی بود وی در اواخر دهه پنجاه در اهواز مشغول بکار بود با دیدن هیات های عزاداری زنجیر زنی در اهوازاز درآمدی که جمع کرده بود تعدادی زنجیر و لباس بلند سیاه خرید و به جلکان آورد و اولین هیات زنجیر زنی را در جلو درب خانه خود به راه انداخت و یک مداح خوش صدا با فامیلی فاتح را هرسال دعوت می کرد .   


   

 

 

ادامه دارد ....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 10:27  توسط الف - د  | 

يافتن كرم الله منجزي بعد از سالها در جلكان


به جست کرملا رهدن جلکون          کدخدا ملا حبیب کردمه مهمون

  ترجمه : برای پیدا کردن کرم الله به جلکان رفتم          ملا حبیب کدخدای جلکان مرا مهمان کرد

حاتم ملامدی خو خوش اویدی         چه خور ز نمدارخون و هم ز عیدی 

ترجمه : کداخدا گفت : حاتم مال احمدی خوب خوش آمدی    چه خبر از احوال نامدارخان و عمویش عیدی

چند سال ته به رهیم مندیم بندیر         کرملانه جستنه مریدون پیر

ترجمه : حاتم گفت : چند سال است چشم براه و منتظر مانده ایم   می گویند : کرم الله را مریدان امامزاده جلکان پیدا کرده اند

هی اگم به کرملا بیو تو ورگرد          گود نیام پنه ویردم ، پنه به شاه مرد

ترجمه : حاتم گفت : به کرم الله گفته ام که بیا برگرد به مال     گفت : نمی آیم پناه آورده ام به امامزاده شاه مرد

هرچه گم به کرملا وابام نیاه            دل قرصم ملا حبیب بعد خداه  

ترجمه : هرچه می گویم به کرم الله همراهم نمی آید       خیالم راحت است که اورا بعد از خدا به کدخدا ملا حبیب سپرده ام

کدخدانه گودمه که بووه ویردار           کرملا منجزی اصل و نسب دار

ترجمه : به کدخدا ملا حبیب گفته ام که مراقب او باشد       کرم الله از طایفه منجزی و اصل و نسب دار است

حاتم ملامدی هیچ نخوری غم            درویشون سی کرملا هیچ نی ونن کم

ترجمه : کداخدا گفت : حاتم مال احمدی اصلا ناراحت نباشی     درویشی ها خادمین امامزاده شاه مرد هوای وی را دارند

سی بردن کرملا بسته بیدم شال           لایارد فرنگینه بردم بجاس مال

ترجمه : آمده بودم تا کرم الله را به خانه ببرم           اما آقای لایارد انگلیسی را با خود به خانه بردم

شو بردم به مال خم لایارد مهمون         دم صو رهدیم به دز، دز اسد خون

ترجمه : شب لایارد انگلیسی را به خانه خود بردم       سپس اول صبح رفتیم به دژ نزد جعفر قلی خان، دژی که بنام اسد خان پدر جعفر قلی خان بهداروند است


 

- ملا حبیب : از طایفه للری کداخدای جلکان بود بازماندگان وی : خانواده های حیات و سلطان احمدی و فرزندان مرحوم ملا اسدالله حبیب پور

- کرملا :  کرم الله از طایفه منجزی مال احمدی - بازماندگان وی : فرزندان مرحوم غلامعلی درویش زاده و فرزندان مرحوم عبدالحسین درویشی

- لایارد : فردی انگلیسی بود از دوستان محمد تقی خان چهارلنگ،  آمده بود به جلکان تا کدخدای آنجا ، او را راهنمایی کند به دژ اسدخان نزد جعفرقلی خان بهداروند رود تا بین جعفر قلی خان و محمد تقی خان رفع کدورت کند و در بختیاری  علیه دولت وقت اتحاد ایجاد کند اما خان بهداروند آشتی با محمد تقی خان را که تحت تعقیب دولت بود نپذیرفت  .

- درویشی ها : خادمین امامزاده شاه ابوالحسن هستند که بازماندگان فرزندان مرحوم درویش امیر ، درویش محمد ، درویش حسن و درویش حسین می باشند

- نمدارخون : نامدارخان بزرگ طایفه منجزی و از سردیاران بزرگ بختیاری بود که بر اثر یک توطئه مهمانی توسط جعفرقلی خان بهداروند و همدستانش به قتل رسید

- عیدی : عموی نامدار خان بود

- امامزاده شاه مرد ( شاه ابوالحسن ) از نوادگان امام چهارم زین العابدین ( ع ) است که به همراه خواهرش بی بی فضه در جلکان دفن است

- جلکان : نام محلی و قدیمی شهر جنت مکان امروزی است

- مال : مجموع چند سیاه چادر عشایر کوچرو

حاتم ملا مدی : حاتم مال احمدی از طایفه منجزی است که آقای لایارد انگلیسی در مورد بردن او به دژ اسد خان در کتاب خاطراتش توضیح داده است

- جعفر قلی خان بهداروند فرزند اسدخان معروف به شیر کش و شاه اسد بازماندگان وی در جلکان خانواده های اسدی ، امیری ، امیر بختیاروند و درویشی  در سردار آباد ( سره کون ) خانواده های یاوری در شعیبه شوشتر خانواده های اسدی و نجفی   



+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1392ساعت 10:13  توسط الف - د  | 

دل ای دل ار که خوی دا دا کنی رو به بیاوون

دل ای دل اگر می خواهی مادر مادر بکنی برو در بیابان

بخون دندال بزن داد از ته جون

بخوان سرود حزن و از ته جانت داد بزن

که دامون تا ابد دی مال کنون کرد

که مادرمان  به  سفر ابدی رفت  

ز بعدس خین خوراکم بو به جا نون

بعد از او خون خوراکم باشد بجای نان

تقدیم به روح مادرم که پس از نزدیک به ۸۰ سال سن با غرور مریم وار سر پای خود ایستاد تا در ۱۴ فروردین ۹۲ به ابدیت پیوست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1392ساعت 17:13  توسط الف - د  | 

استاد رزمجو هم بار سفر بست و رفت

سلام

استاد ابوالقاسم رزمجو هم بار سفر بست و رفت .

استاد ابوالقاسم رزمجو فرزند مراد متولد جلكان ( جنت مكان) جز اولين كساني بود كه در اين منطقه قبل از انقلاب اسلامي راهي دانشگاه در رشته ادبيات فارسي شده بود در بهبوهه انقلاب وي در مراسم ها با توجه به رشته تحصيلي خود سخنراني هاي مهيج كننده مي كردو سخت جوانان را تحت تاثير خود قرار مي داد . او ۳۰ سال در آموزش و پرورش خدمت صادقانه و شايسته كرد و صدها جوان از محضر درس وي وارد دانشگاه شدند و خود چندين سال در دانشگاه جامع آزاد اسلامي شوشتر در گروه ادبيات مشغول به كار تدريس بود . او علاقه بسياري به شاهنامه داشت و بسياري از اشعار شاهنامه را از  بر داشت . در مورد تعريف  و تفسير داستان يوسف و ذليخا بسيار تبحر داشت كه هر شنونده اي را مجذوب خود مي كرد . اما ، اما دست تقدير او را نشانه گرفت و با خود بسوي ملكوت اعلا برد . مزارگاه استاد زنده ياد ، در جوار گلزار شهداي شهر جنت مكان كه اغلب از دوستان و دانش آموزان اويند قرار دارد . روحش شاد و يادش هميشه گرامي باد .     

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:19  توسط الف - د  | 

دو دوست

من و اردشیر

دو دوست که از نوجوانی تا چند سال قبل از میان سالی در کنار هم بودیم اما .....

هردو متولد جلکان ، ماه فروردین 1348 بودیم . از زمانی که در ایام نوجوانی که خود را شناختیم دوست شدیم همانند دو برادر و این رفاقت ادامه داشت تا در اوایل جوانی ، تقریبا می خواستیم وارد 17 سال بشویم که آن دوران ، دوران جنگ عراق علیه ایران بود . من و اردشیر به همراه چندین دوست دیگر سعی کردیم به جبهه جنگ برویم که هربار ما را به علت داشتن جسه های ریز نمی پذیرفتند تا اینکه در یکی از مراجعات اردشیر که کمی از من قدش بلندتر بود را پذیرفتند اما مرا بیرون کردند . او رفت به جبهه و من برگشتم به خانه ، من در رنج و عذاب بودم و دوری من از اردشیر بسیار سخت می گذشت تا اینکه در یکی از اعزام ها با اصرار جواز حضور در جبهه جنگ را گرفتم . در آن دوران نوجوانی فکر می کردم همه در جبهه یک جا هستند و در آنجا اردشیر را خواهم دید اما اینگونه نبود چند روز گذشت و من از قدیمی های جبهه سراغ اردشیر را می گرفتم که آنها گفتند شاید او در منطقه دیگری باشد . اما چند روز پس از رفتن من به جبهه اردشیر به جلکان آمد وقتی به در خانه ما رفت به او گفتند که اصغر به دنبال تو به جبهه رفته او چون سابقه جبهه پیدا کرده بود برگه اعزامی انفرادی گرفت و به سراغ من آمد وقتی در یک بعد ظهر از دور دیدم اردشیر دارد می آید باور نمی کردم . خلاصه به هم رسیدم و در تمام مدت عملیات که والفجر 10 بود در کردستان عراق ( حلبچه ) از هم جدا نشدیم . پس از باز گشت از جبهه اردشیر ادامه تحصیل داد و وارد تربیت معلم شد و پس از آن به شغل معلمی پرداخت . اما من ترک تحصیل کردم و به خدمت سربازی رفتم و بعد مشغول بکار شدم در این دوران باز همواره با هم بودیم . اردشیر دائم می گفت بیا از این منطقه باهم مهاجرت کنیم و ادامه زندگی را در جای دیگری تجربه کنیم اما من به دلیل شغلم نمی توانستم تا اینکه او پس از تاهل از جلکان به شهرستان فارسان در چهار محال بختیاری رفت . اما باز ما دائم در ارتباط بودیم و دائم می گفت همینکه بازنشست شدی باید به اینجا بیایی . خلاصه پس از مدتی اردشیر زمین در زرین شهر اصفهان خرید و خانه ساخت من هم به او گفتم یک سال به باز نشستگی پیش از موعد ( 20 سال سابقه ) مانده و به اصفهان خواهم آمد اردشیر بسیار خوشحال بود حتی در جوار خودش به دنبال زمین مسکونی برای من می گشت و دائم تلفن می زد تا اینکه در آذر 88 من در جاده شوشتر به مسجد سلیمان از یک حادثه تصادف بطور معجزه آسا جان سالم بدر بردم یعنی ماشین من پراید بود و بایک تریلر برخورد کردم . با شنیدن این خبر اردشیر از زرین شهر به ملاقات من آمد او روبروی من نشست و از چشمانش گلوله گلوله اشک می ریخت به اوگفتم این کار خدا بود و هر چه از اوست نیکوست .

پس از گذشت دقیقا یکسال یعنی در آذر ما 89 اردشیر زنگ زد گفت روز جمعه به جهت مراسم فاتحه خوانی یکی از بستگان به جلکان می آیم . من خوشحال شدم و نزدیک ظهر اورا در مسجد دیدم و بسیار خوشحال شدیم . اردشیر آرام به من گفت که عمویم را می بینی درون حیاط مسجد ایستاده بیچاره خبر ندارد فرزند کوچکش که به خدمت رفته الان به من گفته اند بر اثر برق گرفتگی فوت کرده است . خلاصه حدود ساعت 1/5 ظهر بود که به او گفتم شب خانواده را بیاور مهمان ما هستید او گفت که نه من باید سریعا به زرین شهر برگردم و با مدرسه هماهنگی کنم که برای مراسم دفن پسر عمویم جلکان باشم اما سه شنبه به خانه شما می آئیم . او خدا حافظی کرد و رفت . اول صبح روز شنبه تلفن به صدا در آمد از پشت خط یکی گریه کنان گفت اصغر ، اردشیرت هم رفت . مدتی گیج شدم و دائم می گفتم اردشیر کیست  انگار زمین و زمان ایستاده اند اما راست می گفتند اردشیر در جاده های دور دست پر کشید و رفت  پس از حدود 30 سال دوستی که برابر با برادری بود . او راست گفت سه شنبه آمد اما نه به خانه من بلکه رفت به خانه ابدی خودش. هنوز که هنوز است در بعضی مواقع او را در خواب می بینیم و انگار دوستی ما همچنان ادمه دارد. روحش شاد و نامش همیشه جاوید.

اما توجه کنید به مادو دوست که هردو متولد فروردین 1348 بودیم و من در آذر 88 با ماشین پرایدم به تریلر برخورد کردم اما خدا می داند چرا جان سالم بدر بردم . و او دقیقا در آذر 89 با ماشین پرایدش به تریلر برخورد کرد  و چون خدا او رابیشتر ازمن دوست داشت به نزد خود برد .    

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 21:1  توسط الف - د  |